گل خونه

برادرچراغها را باید روشن کرد

من از تو برای طلوع بی تاب ترم

بگذار این مذهب جادو در روشنی بمیرد

تا مذهب وحی را ببینیم

چهره ی علی در روشنایی زیبا و خدایی است

به تو و من ـ بی مذهب و مذهبی ـ هر دو

علی را در تاریکی نشان داده اند.

علی شریعتی

نوشته شده در پنجشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٥ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

کی بود می گفت روز اول مهر هیچ کس نمی ره دانشگاه و کلاسها هم تشکیل نمی شه؟گول خوردم. ولی اصلا یاد استاد گرامی نبودم که سرش بره کلاسشو از دست نمی ده. خوب به هر حال کلاس صبحم رو که غیبت خوردم و توی خواب رفتم دانشگاه...

بلاخره مجبور شدم دست از پا درازتر خودمو برای کلاس بعدی که باز هم با همین استاد جدی بود( یه چیزی تو مایه های استاد ممیز) برسونم که دیدم کلی دانشجوی مشتاق تشریف آوردند دانشگاه!! مخصوصا بچه های شهرستان که انگار اومده بودند پیک نیک و توی چمنهای دانشگاه با چمدونهاشون ولو بودند.ولی خوب کلاس بعدی رو غیبت نخوردم.

دیگه نگید روز اول مهر هیچ کس نمی ره دانشگاه  بگید می خوای الکی غیبت بخوری بگیر بخواب!!

نوشته شده در یکشنبه ٢ مهر ۱۳۸٥ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme