گل خونه

 

پسرک ده - دوازده‌سال بیشتر ندارد.بچه‌ها می‌گویند افغانی‌ست ولی از آن مدل چشمهای کشیده‌ی مغولی که مشخصه‌ی افغانی‌بودن‌ست ندارد. صورت گرد و بامزه‌ای‌دارد، چشمهای‌درشت‌عسلی و موهای‌روشن. روی‌هم‌رفته زیباست. دستهایش؟ دستهایش مثل پیرمردی هفتادساله زمخت و رنج‌کشیده‌ست.

واحدکناری بنایی می‌کنند ،هربار که می‌بینمش سرتاپا گچی‌وخاکی‌ست. یک جور معصومیت خاصی‌دارد. لبخند محو وملویی روی‌صورتش هست که بیشتر زخم‌ت‌می‌زند. هربار که می‌بینمش،هربار که گونی‌های سنگین گچ‌وسیمان وکوفت ودرد را با بدبختی جابه‌جا می‌کند ، پشتم تیرمی‌کشد ،دستی وحشیانه قلبم را از حلقومم بیرون‌می‌کشد و مچاله‌می‌کند. دلم می‌خواهد دستی‌مهربان به شانه‌ی خاک گرفته‌اش بزند و بگوید پسرک جای تو اینجا نیست...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٤ امرداد ۱۳٩٠ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme