گل خونه

دل تنها و غمناک بلورم

شب تنهاییت را مرهمی نیست

تو را از جنس بارانی سرودم

که در باغم نشانی هم ز او نیست

تو از این ناله شبگیر بگذر

که تلخ است این غم شبهای پاییز

 

دل ساده دلت بیهوده خوش بود

به پولکهای شفاف ستاره

به خورشیدی که گرمایت نبخشید

به فصل روشن و سبز بهاره

 

نه آن خاموشی ساحل تو را کشت

نه این رقص دلاویز شبانه

تو از تنهایی مهتاب مردی

به روزی این چنین ، فصلی دوباره

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme