گل خونه

دیشب که از کلاس داستان نویسی اومدم بیرون مثل سیل بارون میومد ، با این خیابونهای پر از چاله چوله که کافیه یک بارون بیاد و تبدیل به استخر بشه نمی دونم بعضی از این راننده ها چه لذتی میبرن وقتی می بینند یک عابر پیاده داره کنار خیابون راه میره بیشتر گاز بدن و با مهارتی خاص هر چی آب توی چاله ها جمع شده بپاشن بهت، جوری که فقط یک شامپو کم داری که دوش گرفتنت کامل بشه!

توی تاکسی یه آقایی حدودا سی و پنج ساله کنارم نشسته بود که با موبایلش صحبت می کرد ، خب وقتی رادیو ماشین خاموشه و شیشه ها بالاست و سکوت کامل برقراره و یکی داره اون ورخط با صدای شدیدا" زیر زنانه و با جیغ جیغ حرف میزنه ناچارا" میشنوی (چقدر این صداهای جیغ جیغو روی اعصاب منه). بیچاره  هی سعی میکرد آرومتر صحبت کنه ولی خبر نداشت که صدای اون ور خط از صدای آروم این به مراتب بیشتره. از لحظه ای که توی ماشین نشستیم خانوم یک ریز آقا رو سیم جیم می کرد و سوالهای مختلف می پرسید ، حالا چقدر قبل از سوار شدن هم داشته بازجویی می کرده دیگه خدا می دونه، خلاصه از لحظه به لحظه روزانه این بیچاره سوال کرد و این هم با صبر و حوصله تمام جواب میداد و از هر چند جمله ای که میگفت یکهو بر میگشت می گفت " ببخشید عزیزم! رفتی خونه حتما دوش بگیرو خودتو خشک کن که سرما نخوری!" و دوباره سوالها ادامه داشت تا جایی که دیگه من حالت تهوع گرفتم و هندز فری موبایلمو گذاشتم گوشم که موزیک گوش بدم به جای این مزخرفات...خلاصه با ترافیک وحشتناک روزهای بارونی وقتی ۴۵ دقیقه بعدش رسیدیم مقصد و من موزیک رو خاموش کردم با کمال تعجب دیدم این آقا هنوز داره فک می زنه و جواب پس میده!! مطمئنم که طرف مقابل جز اون دسته از خانومهاست که هر بار هم این آقا پیشش هست موبایلشو چک میکنه و زیر و رو میکنه...زشت ترین و توهین آمیزترین کار ممکن!

واقعا برای من جای سوال که چی باعث میشه که چه زن یا مرد ، به خودش این اجازه رو بده که طرف مقابل رو اینجوری مورد باز جویی قرار بده طوری که انگار یک کار روتین وکاملا عادیه و به حریم شخصی یک آدم تجاوز کنه و از طرفی اون شخص هم تا این حد تن به این خفت و خواری و توهین میده که به جزئی ترین و بی اهمیت ترین سوالها جواب بده؟!!

نوشته شده در دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme