گل خونه

فکرشو بکن ، از لحظه ای که نطفه اش شکل میگیره و صدای ضربان قلبشو می شنوی و حرکت هاشو حس می کنی تا لحظه ای که می خنده و گریه می کنه و دلت هراز بار میریزه و هزار بار میمیری و هزار بار متولد میشی، چقدر طول می کشه...یک عمر؟...یک زندگی؟...یک همیشه؟

فکرشو بکن ، از لحظه ای که برای آخرین بار مثل همیشه عاشقانه میبوسیش که نمی دونی آخرین باره  و گاهی همین فرصت بوسه آخر رو نداری، تا لحظه ای که فقط یک اتفاق ، یک اتفاق شاید ساده و مسخره، یک اتفاق کذایی ، به بهای یک زندگی، اونو برای همیشه ازت دور میکنه و جدا ، چقدر طول می کشه...یک عمر؟...یک زندگی؟...یک لحظه ؟ و همه چه خوب می دونیم خصلت این داغ ابدی رو و خودمون رو گول می زنیم که صبور باش...

و یاد مادر بزرگ و پدر بزرگ می افتی که بعد از سی سال ، درست سی سال ، هر کسی فقط اسم علی رو میاره به اندازه یک عمر بغض فرو خورده دارند که مثل زخم چرکی سر باز می کنه . داغ ابدی خودشو نشون میده و اشکها امانشان نمی دهند...

و تو فکر می کنی که واقعا" چقدر می دانی از این تقدیر و سرنوشت، اصلا سهم تو کجاست...

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme