گل خونه

درست جایی ایستاده که پنجره کنار راننده پنج سانت با پام فاصله داره ، من خوش خیال هم فکر کردم یک آدم متشخص می خواد آدرس بپرسه ، یک لحظه سرم رو خم می کنم که سوالشو بپرسه ، میگه : اجازه بدید برسونمتون...! هیچ جوابی نمی دم و میرم جلوتر می ایستم ، مطمئنم که صورتم از عصبانیت و حماقت خودم سرخ شده و دوباره اون فکر مسخره میاد توی ذهنم ، نکنه شبیه خیابونی ها شدم، نکنه رژ لبم زیادی پر رنگه ، نکنه چکمه هام خیلی تابلوئه...کمی جلوتر میاد و میگه : خانوم من کل خیابونو به خاطر شما دور زدم و برگشتم!!! اجازه بدید برسونمتون خب!!!!!! چی میشه گفت به این جماعت ؟ شما بگید؟!!

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٧ساعت ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme