گل خونه

مثل کسی که یه کتک مفصل خورده باشه و حالا تازه تازه کبودی ها خودشونو نشون میدن ، ما هم انگار تازه داریم از شوک بیرون میاییم و می فهمیم که چی به سرمون اومد، می فهمیم که چی قرار بوده بشه و چی شد...

چه کسی فکرشو می کرد مردمی که جمعه با اون همه شور و شوق رفتند تا سهم کوچیکی توی سرنوشتشون داشته باشند تا تنها جایی که می تونستند نظرشون رو  ابراز کنند ،خس و خاشاک خوانده بشند یا اراذل و اوباشی که تیم فوتبالشون باخته...

 کی فکرشو می کرد که زل بزنند تو چشم این ملت و بگند آزادی مطلق اینجاست ، دموکراسی اینجاست ولی اعتراضتونو با چوب و چماق و تیر جواب میدیم...کی فکرشو می کرد مردم فلسطینی که این همه سنگشو به سینه می زنند روزی شباهت عجیبی به مردم خودمون پیدا کنند با این تفاوت که اونا با سنگ و بدون سلاح رو در روی بیگانه ایستادند و مردم ما روردر روی خودشون ، ایرانی بر ایرانی...

و اما...

کی فکرشو می کرد مردم ما این قدر متحد و یکدل باشند که وقتی اراده کنند دیگه هیچ نیرویی نتونه جلوشونو بگیره ، کی فکرشو می کرد وقتی دسترسی به اطلاعات حداقل ممکنه اینطوری خودجوش برای گرفتن حق پایمال شدشون هماهنگ بشند و سیلی راه بندازند تا همه دروغها رو بشوره و ببره... کی فکرشو می کرد مردم ما به اون درجه از تمدن و فهم رسیده باشند که اعتراضشونو به بهترین و منطقی ترین شکل نشون بدن و آرامش و انسانیت شونو حفظ کنند تا جایی که طرف مقابل مجبور به آشوب و خشونت و تخریب بشه به نام ملت وبرای لکه دار کردن مردم...کی فکرشو می کرد که بعضی از ما که تا دیروز نگاه جنسیتی داشتیم به همدیگه، توی این روزا با هم و کنار هم باشیم  و مرد برای زن هم وطن فداکاری کنه و زن برای مرد هم وطن تا یکی کمتر چماق و باتوم بخوره و دیگری کمتر کتک...

شاید این دردها ، این توهین ها ، این ندیده شدن ها ، این زجرها و سکوت ها بهایی بود و هست که دادیم و خواهیم داد برای چیزی که داریم ذره ذره ، با پوست و گوشت و خونمون تجربه می کنیم تا شاید روزی روی آزادی و آرامش دیدیم.و از همه مهمتر درسی بود که همه مون گرفتیم.

نوشته شده در چهارشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme