گل خونه

با درماندگی صدایت می زدند ، نگاهت می کنم ، نه... خدایا هنوز زنده است ... قلبم به سینه می کوبد، صدا توی گوشم زنگ می زند ،ندا نترس...ندا نترس...نه نمی ترسی ، که اگر ترسی بود بسترت سطح سرد خیابان ملتهب شهر من نبود...نگاهم عاجزانه التماست می کند، بی تفاوت به تیتر این ویدئو لعنتی...زنده بمون...گل من زنده بمون...صدا التماست می کند، ندا بمون...ندا بمون... خون که روی صورتت می لغزد، بغض خفه شده را فرمان انفجار می دهد و نا خود آگاه زار می زنم ،نفسم حبس می شود،به چه جرمی؟! به کدام گناه؟!! چشمهای معصومت به نقطه نامعلومی نگاه می کند ، به دورترین و نزدیکترین روزهای این سرزمین شاید ، به امیدهای بر باد رفته ، به اشکهای ریخته شده ، به مادر های دل خون ، به پدر های داغ دیده ، به ایران سرخ و سبز فردا شاید...

داغ تو سرخ ترین لاله ما تا ابد خواهد ماند...

نوشته شده در یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸ساعت ۸:٤۱ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme