گل خونه

دریغا که آخر
 رفتی و به حضور نگفتی
 یا دیدی و به غرور نشنیدی
که برخاستن تو و من
 همان نشستن من و تو بود
 من و تو
 که هرگزا
 ما نشدیم
 و اگر شدیم
 چنانکه باید گویا نشدیم
 شاعر در خیال ملال
 که نه سیب ات نصیب افتاد
 و نه حبیب ات
 که جوانان ماه ، همه بر جایگاه او
 در آبی ، خاکستری ، سیاه
 رشک می برند
کتابی که زودا خاکستری و آبی ش
 سرخ شد
 و شد
 سرخ و سیاه
 بانوی دیروز و امروز
 لاله ی خشرو و خوشبوت
که دیگرش هرگز ! نخواهی دید
 و نخواهی شنید
 نه رو ش را
 نه بو ش را
لاله ی داغدار
 که ماه و مهرخانه ی تو بود
 با دو ستاره ی شب و روزش
که بهترین غزل بهترین ترانه ی تو بود

" محمد حقوقی"

* توی این روزهای سیاه چه غریبانه رفتی ، روحت شاد

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ تیر ۱۳۸۸ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme