گل خونه

از وقتی دیدمش لحظه ای از ذهنم دور نمیشه ، نه به خاطر اینکه تا حالا مرده ای ندیده بودم یا کشته ای اینچنین ، نه به خاطر اینکه این همه روز یوسف در چاه بوده ای و همه بی خبر ، نه به خاطر اون سنگ سرد لعنتی غسالخانه ... که شاید همه اینها هم بوده  و نیست ...

 از جلوی چشمم نمی روی چون به جای تو و بدن بی جانت هر لحظه و با هر پلک زدن ، با هر قطره اشکی که پایین چکید ، تک تک پدرها ، برادرها و همسران سرزمینم رو دیدم ، همه مردانی که دوستشان دارم...فرق تو و آنها چه بود؟ گناه تو و آنها چی؟!! این مرثیه تا کی ادامه داره، تا کی؟؟؟؟؟

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme