گل خونه

در دستشویی رو باز میکنم که آبی به صورتم بزنم تا شاید سردی آب سوزش قلبم رو مرهمی باشه هر چند موقت، تا شاید ختم این غائله باشه هر چند کوتاه، تا شاید این هق هق امان بده هر چند برای یه لحظه. نگاهم که به آینه و چشمهای ورم کرده ی قرمز می افته، دوباره همه چیز از اول تکرار میشه، دوباره دستی دلم رو چنگ می زنه و مچاله می کنه و میندازه زیرِ پا ، دوباره دلم به حالِ خودم می سوزه، دوباره حالم از خودم و این دلسوزی احمقانه بهم می خوره، دوباره حالم از این نگاهِ غمزده ی نمناک بهم می خوره، دوباره حالم از این زندگی بهم می خوره...

نوشته شده در پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme