گل خونه

اینجوری که میاد و دلتنگی و دلشادی شو میسپاره بهت و میره ، اینجوری که اینقدر دلتنگته که از کرج تا اینجا رو رانندگی میکنه و وسط روز زنگِ درِ خونه رو میزنه و خودشو میسپاره به آغوشت و توی خوابالو و کسل رو شوکه می کنه که بعدتر دیگه نه از افسردگی و کسلی تو خبری هست و نه از دلتنگی و تنهایی اون . اینجوری که از لبخند شروع می کنید و به قهقهه میرسید. اینجوری که میاد و یه مشت زندگی میپاشه توی خونه ای که بوی غم میده که تا ساعتها بعد از رفتنش هنوز یه لبخند آروم و رضایتمند گوشه لبت جا خوش کرده. اینجوری که دو تایی میشینید پشت میز ناهارخوری و تو چشمهای هم نگاه می کنید و ماکارونی می خورید و به لبهای نارنجی همدیگه می خندید...با همه وجودت خدا رو شکر می کنی که حداقل دوست چندین و چند ساله ای مثل اون داری که اونقدر روح و قلبش بزرگه که کنارش می تونه روح و قلبت نفسی تازه کنه...

روزم رو ساختی دختر...روزم رو ساختی ندا

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸۸ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme