گل خونه

ديوارها ؛ پنجره ها

کوچه ها خاکستری

آسمان خاکستری

دلها خاکستری

آدمهای سخت و آهنی

احساسهای ظاهری

و فريب و   فريب

دختران  سر خورده و غريب

پسران تنها ؛ گم کرده راه

مادران  منتظر ؛ چشم به راه

پدران مضطرب ؛ غرق در فرداها

شهری ساکت و خموش

پر هياهو  ولی ساکت و خموش

چهره های سرد ؛ بی روح ؛ افسرده

و نگاههای غريب ؛ نا آشنا

خنده مصنوعی

گريه مصنوعی

عشقها مصنوعی

...

دلم از اين همه درد

                               دلم از اين همه تلخ

و هوای خفقان آور شهر

ديرگاهيست  به تنگ آمده است

دلم از اينهمه آدمهای بی احساس

دلم از اينهمه آدمهای پول پرست

دلم از اينهمه نيرنگ و فريب

ديرگاهيست به تنگ آمده است...

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ دی ۱۳۸٢ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme