گل خونه

از سنگها پایین میرم ،موهامو سپردم دست باد پاییزی . بی خیاله ح.ک.ومت ا.سلا.می و حجا.ب اجبا.ری و نگاههای عجیب مردم. هندزفری توی گوشمه و ابی داره آهنگ مورد علاقه ام رو می خونه ، از سنگها پایین میری و هندزفری توی گوشته و نمی دونم چی داری گوش میدی. به چشمهات نگاه می کنم و آهنگ رو برات می خونم، بی صدا. می خندی چون نه می شنوی و نه می تونی بفهمی چی دارم برات می خونم. دستتو میندازی دور کمرم که ژاکتمو بهش گره زدم و منو میکشی سمت خودت. صدای آوازم توی کوه می پیچه...

نوشته شده در جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme