گل خونه

 دیشب وروجک خواهرم یه چند ساعتی منو سرکار گذاشته بود و حال می کرد، از اونجایی هم که خاله ی خرس گنده اش یه کمد عروسک پشمالو در سایزها و شکلهای مختلف داره هر دو دقیقه یه بار در اتاقو باز می کرد و یکی شو می خواست که بهش بدم. مثلا خیلی بچه خوبیه و خودش بی اجازه دست نمی زنه! که ای کاش مودب نبود و منو هی از پای کامپیوتر نمی کشوند توی اون گیر و داری که فکر کن دوستم از دبی آنلاینه و افسردگی شدید گرفته و داره با من درد دل می کنه مثلا ،این فسقلی هم هی درخواست خر و الاغ می کنه از من.  اول گوسفند می خواست، آورد پسش داد گفت دوستش ندارم، گاو می خواست و کلاغ ، حالا فکر کن هر کدوم هم که میدم دستش صدای اون حیوون رو هم باید در بیاره. سری بعدی که اومد چشمش یه موش گنده رو گرفت که یه قلب قرمز هم زده بود زیر بغلش. یادم افتاد شکم موشه رو که فشار می دادی می گفت" آی لاو یو" ، شکمشو فشاردادم دیدم بعد سالها هنوزکار می کنه، که چه اشتباهی کردم و چه گ.هی خوردم. نگو شازده تازگی ها یاد گرفته بگه " آی لاو یو " و خودش هم جواب میده " می تو"... خوشش اومده بود اساسی که عروسکه بگه آی لاو یو و اینم هی جواب بده می تو ! حالا مگه ول کن ماجرا بود ، خودش هم بلد نبود کجای شکم عروسکو باید فشار بده و این وظیفه خطیر رو گذاشته بود گردن من. حالا دیگه دوستم کارش از بغض به گریه و هق هق رسیده بود و عروسک بدبخت هم برای بار صدم دیگه داشت ناله می کرد آی لاو یو که یعنی دیگه باطری تموم! فسقلی هم حالا هی داره میگه الی بزن ، الی بزن ، دوستم هم داره از اون ور وسط گریه میگه حواست به منه ؟! دیگه حسابی کلافه شده بودم ، ناخودآگاه داد میزنم فا.ک یو ... دوستم میگه با من بودی؟! فسقلی فوری میگه:  می تو !

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٩ آبان ۱۳۸۸ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme