گل خونه

خواب می بینم توی اتاقی سرد از یک خانه ی متروکم، با مامان دعوا می کنم ، سر نمی دانم چه چیز باخود یا بی خودی و مامان مثل اکثر وقتها قهر می کند و می رود. گوشه پنجره جسمی سیاه و روح مانند تکان می خورد ، چیزی شبیه به همان دود سیاه موسوم به هیولای سریال لاست. به طرفم می آید و من زیر لب تکرار می کنم تورا در خواب دیده ام ، از زمین بلندم می کند و محکم پرت می شوم گوشه اتاق.

از خواب می پرم ، نفس نفس می زنم و از ترس نفسم بند می آید و دوباره تندتند نفس می کشم، دست سردم را روی ملافه می کشم ، دست گرمت را پیدا نمی کنم ، انگار پشتت را کردی و آرام خوابیدی .زیر لب تکرار می کنم تو را در خواب دیده ام...

نوشته شده در پنجشنبه ٥ آذر ۱۳۸۸ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme