گل خونه

من هم موافقم که روایت گالیله‌ی امروز به قول داریوش فرهنگ موافق و متناسب با فضا و حال و هوای جامعه امروز ماست ، و شاید تنها جذابیت این نمایش هم همین باشد.

نمایش گالیله از دید منِ مخاطب عام که چیز زیادی هم از هنر تیاتر نمی دونه ضعفهای زیادی داشت، دلیل حضور این همه بازیگر رو اصلا درک‌نکردم ، شاید کارگردان می‌خواسته به جمله‌ی قشنگ پوستر نمایش وفادار بمونه " نمایشی بزرگ ، برای مردمی بزرگ" در حالی که در طول نمایش بازی درخشان یا خاصی هم به جز چند نفر از بقیه نمی بینیم. تقریبا بیشتر بار نمایش فقط و فقط روی دوش امین تارخ در نقش گالیله گذاشته شده ، که خُب انصافا هم خوب از عهده‌اش براومده. چیز دیگه‌ای که بدجوری تو ذوق می‌زنه طراحی صحنه افتضاح و دم‌دستی‌اش هست که دیگه وقتی هی دو نفر اون تخت مسخره‌ی گالیله رو با چند تا چهارپایه چوبی میارن روی صحنه و میبرن تقریبا اکثر تماشاچی‌ها می خندند به این‌ همه خلاقیت برای طراحی دکور و صحنه. در واقع وقتی از سالن اصلی تیاتر شهر اومدیم بیرون داشتم به دوستم می گفتم که یادته توی هنرستان که تیاتر کار می کردیم والا طراحی دکور و صحنه‌مون خیلی بهتر از این بود! ولی به هر حال بعد از سی سال دوری از صحنه تیاتر ،کارگردان حداقل کاری رو روی صحنه برده که وقتی همه چیز در خفقان است، هنر راه خود را برای گفتنش پیدا می کند و شاید مثل قلعه حیوانات ، نمایشنامه برتولت برشت هم کنایه ی خوبی از احوالات این روزهای ملت ما و دستگاه تفتیش عقاید باشه.

 

*آندره آ: چرا توبه کردید گالیله؟ در زنده ماندنتان چه حکمتی بود که در مرگتان نبود؟ شما " قهرمان" ما بودید...و اینک بیچاره ملتیم...زیرا که " قهرمان" نداریم.

گالیله: بیچاره ملتی است، ملتی که " نیازمند" قهرمان باشد.

 

*از دیالوگهای نمایش

نوشته شده در پنجشنبه ٦ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme