گل خونه

حضور تو یه قسمت پاک و روشنه، یه قسمت و نعمت دوست‌داشتنی از زندگی من ،یه وقتهایی مثل دیشب که توی تاریکی بی‌صدا دست نوه‌ات رو میگیری و بالا میری تا به پشت بام برسی و هم‌صدا بشی با صدای اعتراض بقیه و من و نونو پشت سرت پله ها رو یکی یکی بالا میریم و در پناه وجود مهربون تو با صدای لرزان تکرار می‌کنیم و بغض می‌کنیم و یاد پارسال می‌کنیم...یه وقتهایی مثل دیشب که نشسته‌ام بی‌هوا این سرِ میز و تو نشسته‌ای آن سر میزشام ومامان هوای رعنا رو می‌کنه که نیست و جاش خالیه و وروجک خونه اس و فلان... بعد تو که اصلا اهل قربون‌صدقه و تعریف نیستی بی‌هوا میگی الهه هم کبوتر خونه‌اس و توی چشمهای متعجبم نگاه نمی‌کنی که خجالت نکشم و ذر جواب چرای من میگی آخه مثه کبوتر  همیشه ساکت و مهربونی،همیشه صلح و آرامش داری و من هی قند توی دلم آب می کنند...

نوشته شده در شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme