گل خونه

در ته کوچه مهر

دانه ای یافتم جنس بلور

در نهان دل خود کاشتمش

دلم ار شوری در خود پیچید

حس خوبی داشتم

شور و حالی داشتم

اشک ریختم سیراب شود

بوسه دادم مهربان شود

خون دل خوردم کمیاب شود

دانه ام جوانه زد رشد کرد

بار داد

ای دریغ ای دریغ!

میوه اش تنهایی

حاصلش اندوه بود

دلش از سنگ و

رخش بی نور بود

نه در آن از مهر خبری بود

نه از عشق نشان

دانه ام بی روح بود.

نوشته شده در یکشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸۳ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ توسط الهه نظرات () |

Design By : Mihantheme