چراغ

 

بیراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و می کشید
زین بعد همه عمرم را
بیراهه خواهم رفت

 

" حسین پناهی "

 

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
خود................. ارضایی

به امید دستهایش آنقدر بیراه رفتن که امروز فهمیدم مدت هاست خودم را و او را نیز گم گرده ام ! نمی دانم به دنبالم امده بود یا نه ؟

امیر

کاش همه بیراهه ها اینجوری باشد.

علی

کسی دیگه دستی نمیگیره که بکشه...به راه یا بی راهه.

بهنام!

دست ما رو هم کسی خواهد گرفت بالاخره؟