خل بازی

آقای همسایه مرد خوش قیافه ای است که سنش قطعا به چهل سال نمی رسد ، از آن مردهای عشق خانه و خانواده که شاید کمتر مثالش را دور و اطرافت دیده ای،بعد پسرک چهار-پنج ساله ای دارند که من می گویم یکی از خوشبخت ترین بچه های روزگارست ، اینجوری  که روزهای تعطیل ظاهرا وظیفه حمام کردن پسرک به عهده آقای پدر است .آنوقت خوشبختی شان را با ما هم سهیم می کنند، یعنی از وقتی که وارد حمام می شوند دوتایی زیر دوش آواز می خوانند و خُل خُلی بازی در می آورند و می خندند تا وقتی که احتمالا خانم مهربان خانه حوله های گرمشان را پشت در حمام بگذارد و شیر آب را ببندد . از آن خنده و بازی هایی که می دانی تا لباس پوشیدنشان هم کشدار است یا حتی بعدتر سر میز ناهار. بعد اینجوریست که از آن پنجره ی مربع بیست در بیست حمام صدای مهربان و دلنشین آواز و خنده پدر و پسر نرم و بی حواس توی حمام تو می خزد و دوش گرفتن روزهای تعطیل را برای تویی که هر روز خدا زیر این دوش در سکوت سر می کنی خاص و دلچسب می کند تا حدی که با هر جیغِ از سر شادی پسرک یا خنده از ته دل پدرش مچ خودت را هم گاهی می گیری که داری بی هوا لبخند میزنی.

/ 7 نظر / 7 بازدید
سعید

سلام خوش به حال اون همسایه موفق باشی شما مطلب خوبی بود به من هم سر بزن

ترمه

من عاشق این لبخند های بی هوای خودمم . انگار تو دلم قند آب میکنن....

سیلوئت

چه دلنشین... یکی از اشکالای بیشتر پدرای ایرانی همینه که خیلی کم وقت با بچه هاشون سر می کنن.. کاشکی اینجور پدرا بیشتر بشن

علی

دیدن خوشبختی دیگران از دور کار دلنشینیه...همه مشکلاتی دارن ولی از دور که نگاه میکنی میبینی در کل اوضاع میتونه خیلی آسون خوب باشه.

رواني

والا از خدا که پنهون نیست از تو چه پنهون همین تابستون که پای من شکسته بود با مامانم میرفتم حمام[نیشخند] اونقدر مسخره بازی در میاوردیم که هر دو غش میکردیم از خنده الان یاد اونموقع افتادم[نیشخند]

پارميدا

گاهي وقتها چقدر زيبا كردن زندگي ساده است. ولي در عين حال هنر هم مي خواهد.

سارا

چند روز به هیچ کدام از دوستانم سری نزدم . یعنی سر زدم ها ولی چیزی ننوشتم . می خواستم ببیم برای چه به وبلاگم می آیند . وقتی نیامدند فهمیدم برای 2 خطی که در نظراتشان می نویسم می آیند . فهمیدم احمق ترین دختر وبلاگستان منم که همه چیز را جدی گرفته ام و دل بسته ام به دوستانی از جنس خطوط من دوست داشتم اینجا رو بخونم و خوندم خواهش می کنم اگه واسه این خطوطو میای به وبم نیا. اجازه بده راحت بدون هیچ دلیلی اینجا رو بخونم چقدر شیرین بازی های کودکانه پدری با تمام عشقش