کلمه های خاص

دروغ چرا، فکر می کردم اون کلمه ، اون لحن ، اون تکیه کلام، اون حس خوبی که توی اون لحظه خاص بهم منتقل می کردی یونیک و مخصوص به من بود. گوسفندوار فکر کردم شاید ، نمی دونم. شاید این قدر حس خودت واقعی بود موقع گفتنش که نمیشد لحظه ای بهش شک کنم ، شاید من اینقدر حسم واقعی بود که سیگنال های خطا رو نمی گرفتم...

حالا ، اینجا ، دقیقا توی همین لحظه های ابری و بارونی، دلم از همون "جون" گفتن های کذایی ات رو خواست، حتی اگه تنها مخاطب خاص و یونیک این لحن و طرز گفتنت من نبوده و نباشم ...هیچوقت

این پُست لاله هم عجیب حرف دل است.

/ 3 نظر / 6 بازدید
تو هم به عشوه گری کوش و دلبری آموز

هر کجا برگی هست شور من میشکفد.من به سیبی خوشنودم . مرا ساغرت کن تا سرشاریم از آن تو باشد سلام . نوشته هایت دلنشین اند و زیبا حض وافر بردم خوشحال میشم بمن سر بزنی ونظر بدهی موفق باشید [گل]

نیلوفرانه

خیلی وقتا هست که دلمون می خواد به خودمون دروغ بگیم ، بارها و بارها سیگنالهای خطا رو با تمام وجود درک می کنیمو هر بار می گیم نه ، نه همه چی واقعیه ... اما واقعیت چیز دیگریست !

آیینه

سلام چقدر حرفات برام آشناست گرچه تازه همین الان باهات آشنا شدم. نمی دونم چی میشه که به قول خودت آدم گوسفندوار! فکر می کنه که دیگران هم حس مشترکی با اون دارند و دوست داره مدتها در این خیال شیرین غرق بشه. به من سر بزن. خوشحال میشم.[لبخند]