گذشته را نباید زیر و رو کرد ، آن هم رو در رو ،آن هم چشم در چشم کسی که بخش مهمی از گذشته ات را بهش گره زدی. خیلی که خوش اقبال باشی توی گیر و دار هم زدن دیگ خاطراتت نیمچه لبخندی هم میزنی که یعنی مثلا چه خوش بودیم یا چه خوش گذشت ، ولی وای به حال بدی که از مرور خاطرات دردناک پیدا می کنی ،وای به بغضی که گلوتو پر میکنه و چشمهایی که بهت زل میزنند تا دست و پا زدنت را برای نریختن اشک ببینند، وای به تصویرهایی که به صدم ثانیه از جلوی چشمت می گذرند ، جوری که با شک به خودت بگویی همه اینها را من از سر گذراندم ! ما از سر گذراندیم ! به نقطه اکنون نگاه می کنی و فکر می کنی که انگار همین دیروز بود...

یاد من باشد گذشته را نباید زیرو رو کرد، سر دیگ که ایستادی و ملاقه را که دست گرفتی دیگر عواقبش با تو نیست.

/ 5 نظر / 7 بازدید
ترمه

نه نباید ولی دیدی بعضی وقتا خودش یهو میپره وسط بعد اصن نمیدونی از کجا میاد یهویی !!!

ترازو

سلام الهام جان به نظر من گذشته و خاطرات گذشته اصلا مهم نیست.مهم اینه کو تو قبرت با خدا برهنه برهنه بازی کنی. از مرگ و قبر خوشت نمییاد؟ من هم لینکت کردم،اگر دوست داشتی منو لینک کن"ترازو" مرسی

ترازو

ببخشید الهه جان نه الهام.اشتباه شد.

پرنسس

سلام خوبین؟ حرفتون واقعن درسته. می دونی گاهی فکر می کنم کاش ما هم یه قدح خاطره از همونی که توی هری پاتر بود داشتیم که بعضی هاشو اون تو مینداختیم و ....

ماهی

بعضی چیزها با آدم هست، با آدم می ماند، بعضی تصاویر، بعضی حس ها...سر دیگ هم که نروی بویش همه زندگی آدم را بر می دارد...