خواب و بیدار

می بوسم گردنت را ، بوسه ی خداحافظی. لبهایم طعم تلخ اُدکلن تو را می گیرد. اشکم را از گوشه لب می لیسم. دلم مثل بچه آهویی رمیده می لرزد، زمینِ دلتنگ هم، زمینِ دلتنگ...

چراغهای نورانی و کوچک ، چراغهای زرد و قرمز ، آن دورها در دل شب . چراغهای ریز چشمک زن در آسمان و صدایی که نمی دانم هوا را می شکافد یا قلبم را، آن دورها ، آن بالا... بی تو ، از همه چراغ قرمزها رد می شوم، پشت همه چراغهای سبز می ایستم.

 

/ 4 نظر / 12 بازدید
بهنام

خیلی زیبا بود الی، خیلی لذت بردم!

بهارآذر

نگران نباش میاد. تو فقط از چراغ قرمز رد نشو که خدایی نکرده بلایی سرت نیاد! آره گلم!