یه تیکه یادداشت استیکر زرد چسبوند‌م گوشه‌ی مانیتورم،کنار یادداشتهای دیگه ، روش‌م نوشتم "صاف‌بشین"  زیرش از این صورتک‌های احمقِ خندان کشیدم برای خودم. حالا هر وقت اون لبخند رو می‌بینم یاد میم می‌افتم که وقتی کش‌اومده‌بودم و گفته‌بودم کمرم درد می‌کنه گفته‌بود حتما بد می‌شینی پشت کامپیوتر و تاکید کرده‌بود که حتما یادداشت‌بزارم جلوی چشمم که یادم‌بمونه درست‌بشینم.گوشه و کنار میز‌کار و مانیتورم پر از یادداشتهای جورواجوره که با یه نیم‌نگاه هم میشه‌فهمید که چه موجود گیج و حواس‌پرتی پشت این میز کار می‌کنه و چقدرم به یادداشت نوشتن علاقه‌داره مثلا، هر چند که غیر از این یکی هیچ کدوم یادداشت شخصی نبوده و نیست.

 توی خونه یه بسته استیکر نارنجی روی مایکروفر گذاشتیم، یه بسته روی یخچال. یه بسته جلوی میز ‌آرایش. روزی که خریدمشون رو خوب یادمه، گفتم دوست‌دارم گوشه کنار این خونه یادداشت بزاریم برای هم، بابهانه، بی‌بهانه...چه رمانتیک، چه مسخره! 

می دونی،خیلی‌وقته که حتی یه برگ از این یادداشتها کنده‌نشده، حتی یه برگ...

 

/ 4 نظر / 14 بازدید
آرمین

من 7 تا رنگشو چیدم رو میزم[نیشخند] شب قبل کنکور فکر کنم 300 تایی به در و دیوار بود!اما الان کوشن؟اینارو میشه کند!اما بعضی چیزا رو از بعضی جاها نمیشه کند[چشمک] تا بعد...

بهنام

برای تنوع هم که شده همه رو بکن. شاید کلی ذهنت رو آروم کنه

سالومه

من جای تو باشم در جا همشونو پر می کنم ،حرفای دیروز ،امروز ، فردا ،،، یا منتظری یکی دیگه بنویسه

ماهی

خیلی این نوشته ات را دوست داشتم، حسی که بین این خط ها هست و با همه ی ما هست، دلزدگی، خستگی...