حقیقت دارد
 تو را دوست دارم
 در این باران
 می خواستم تو
 در انتهای خیابان نشسته
باشی
 من عبور کنم
 سلام کنم
لبخند تو را در باران
 می خواستم
 می خواهم
 تمام لغاتی را که می دانم برای تو
 به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
 دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در اینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
 امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
 تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
 آنقدر بمیرم
تا زنده شوم  

 

" احمدرضا احمدی "

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
علی

از بهترین شعر هاشه...نمیدونم کجا خوندمش و کاملش یادم نبود...ممنون از نوشتن کاملش.

سما

مرسي خيلي چسبيد. تنها دقيقه مثبت و شاد امروزم بود خوندنش . كاش مي شد همه لغاتي را كه مي دانيم به دريا بريزيم.... خيلي خيلي خوب بود. بازم مرسي ...

ارضا

زندگی کردن با طبیعت و طبیعت انسانها نیاز چندانی به واژه ها ندارد وقتی از حکومت واژه بر اندیشه خلاص شویم هم طبیعت زیباستو هم طبیعت انسانها .................. انتخاب زیبائی بود ممنون خانم