بعد از تو

ردِ دستهایت روی تنم مانده،بوی ادکلن‌ات روی گردنم،جای خالی نوازش‌های داغ‌ات می‌سوزد .سردم است، تو نیستی و من عجیب سردم است. پشت‌ِسرم را نگاه نمی‌کنم،تو که بهتر می‌دانی، ردِ پای‌ رفته دیدن‌ندارد...

/ 4 نظر / 14 بازدید
رضا

کاش بی ازردگی می رفت .انگاه رد پایش بوسیدنی میشد . ازرده اش کردم که ازرده رفت . حالا من ماندم و بی هیچ نشانی از او . من ماندم و این تلخی زبان و این زمان انسان کش

نو نو

اومدم برات بنویسم که چرا نمی نویسی :) زود به زود آپ کن الی ...

هوای تازه

سلام و حس نبودنت چه ساده تو را در هم می شکند ببخشید قصد جسارت نداشتم خواستم اگر افتخار دادید خوشحال میشم که برای شروع نوشتم کسانی کنارم باشن که دوباره نشم یه زمین خشک با هزاران یاس حق نگه دارتون